يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
مقدمهء مصحح 34
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
احياكنندهء فلسفهء ايران باستان است بيش از تمام فلاسفهء اسلامى قبل از خود به آيات قرآنى و احاديث نبوى توجّه كرده است چنان كه از قرائت رسائل او در اين مجموع مشاهده مىشود . حكمت اشراقى سهروردى حامل نقشهايست از دار وجود كه به كمك آن غريب عالم غربت غربيّه كه همان جهان مادّه و كون و فساد است مىتواند به مشرق عالم وجود كه در عين حال جهان اشراق يا عالم ملكوت است راه يابد و از زندان تيرهگى جسم و شهوات نفسانى رهائى يابد . نيز اين حكمت پيامى است از آن عالم اشراق به اين عالم ظلمت ، پيامى به لسان رمزى كه هر كس را قدرت درك معانى باطنى آن نيست . باطن اين پيام از آن كسى است كه دست سرنوشت و كوشش و كشش درونى او را آماده از براى سير به عالم معنى ساخته است . لذا حتّى درك فكرى و عقلى حكمت اشراق خود نوعى اشراق و وديعهاى الهى است . صرف درك اينكه انسان عادى در مغرب دار وجود در عالم ظلمت بسر مىبرد و مأوا و موطن واقعى او مشرق وادى ايمن و يمن عالم معنى است خود مرحلهاى از معرفت و اشراق است . بنا بر اين حكمت اشراقى مانند حكمتهاى ديگر بزرگ مشرق زمين پيامى است به لسان رمز كه هر كرا قدرت درك آن پيام و كشف آن رمز نباشد هر چند ظاهر كلمات و الفاظ آن خوانده و تجزيه و تحليل شود . قدرت استدلال كم و بيش در همهء افراد موجود است لكن درك رمز و استعاره از عهدهء همه كسى برنيايد بلكه ذوقى مىخواهد خاصّ كه همه را از آن بهره نيست . تفسير ظاهرى كلمات به كمك كتب